آیا برگزاری مراسم اعدام در استادیوم های ورزشی متوقف میشود؟
سه شنبه, ۲۸ام دی, ۱۳۹۵
اعتصاب غذا؛ خشونتی قانون گذارانه
سه شنبه, ۲۸ام دی, ۱۳۹۵
روحانی در دوران پس از رفسنجانی
شنبه, ۲۵ام دی, ۱۳۹۵
رئیس جدید سازمان سیا: ایرانی ها استاد تقلب کردن هستند
جمعه, ۲۴ام دی, ۱۳۹۵
بسیج ایران درصدد گسترش فعالیت در منطقه و داخل ایران است
جمعه, ۲۴ام دی, ۱۳۹۵
آیا نیکلاس مادورو از قدرت کنار خواهد رفت؟
پنج شنبه, ۲۳ام دی, ۱۳۹۵
دشواری های مردی که از اتهام نقض تحریم های ایران تبرئه شد
پنج شنبه, ۲۳ام دی, ۱۳۹۵
در مورد مرگ‌ نابهنگام رفسنجانی

در تلگرام بخوانید

مجتبی واحدی – از تابستان سال پنجاه و نه که هاشمی رفسنجانی را برای نخستین بار از نزدیک‌ دیدم‌ تا امروز که خبر فوت او را شنیدم‌ هیچگاه احساس دلبستگی به او نداشته ام. او برای سخنرانی به رشت آمده بود. من‌هم در حالی که یک‌ نوجوان‌ شانزده ساله بودم به همراه عده ای از دوستانم از طرف حزب جمهوری شاخه قم‌به گیلان‌ اعزام‌شده بودیم تا در قالب فروش کتاب و محصولات فرهنگی، اسلام و انقلاب را اعتلا ببخشیم‌!! به آن‌ سفر افتخار می کنم زیرا اولا هیچ‌فعالیت افراطی و غیر فرهنگی در آن وجود نداشت. ثانیا در آن سفر ، همراه خوبانی بودم‌ که جز یک‌ نفر، همه آنها در جبهه های جنگ‌ علیه صدام‌ به شرف شهادت نائل آمدند. علت اعزام‌ از قم هم‌ این‌ بود که بخشی از تابستان هر سال را معمولا برای دیدار با پدربزرگ‌ و مادربزرگ‌ به قم‌ می رفتیم. به دعوت دایی خودم به حزب رفتیم . یکی از دستاوردهای حضور سه ماهه در گیلان نخستین دیدار با رفسنجانی از فاصله چند متری بود. سخنرانی او چند روز بعد از اظهارات شدید اللحن آقای خمینی در مورد “مظاهر به جا مانده از طاغوت” بود که طبیعتا رفسنجانی هم‌ باید با اظهارات رهبر هم زبانی می کرد. یادم‌ می آید بخشی از مراسم ، به پرسش و پاسخ اختصاص داشت که البته سوال ها به صورت کتبی، مطرح‌ میشد. درهنگام‌ باز کردن سوال ها ، هاشمی رفسنجانی به صورت ناگهانی سرش را به طرف عقب برد و بالای سرش را نگاه کرد: از سالها قبل و احتمالا زمان‌ احداث مدرسه، نام‌شاه به صورت گچکاری بر روی بخشی از دیوار نقش بسته بود.

بار دوم‌سال شصت و چهار برای دیدن آقای کروبی به مجلس رفته بودم که رفسنجانی با گروه پرشمار محافظان‌ خود از محلی که من‌نشسته بودم عبور کرد و من اجازه یافتم به آن قدر قدرت سلام کنم. سال هفتاد همراه مدیران وزارت دارایی به دیدار رفسنجانی رفتم که در آن زمان، رئیس جمهور بود.‌ خودمانی ترین دیدار با رفسنجانی را ماه رمضان سال هشتاد، در منزل علی اقامحمدی تجربه کردم. آقامحمدی عده ای از مسئولان تراز اول از جمله کروبی را برای افطاری دعوت کرده بود.‌شیخ هم به من گفت” می خواهم تو را به رفسنجانی نشان بدهم چون‌تا به حال چند باربه خاطر نوشته هایت در افتاب یزد به من شکایت کرده “. در دیدار آخر ، شافعی وزیر اسبق صنایع ، عبدالعلی زاده وزیر مسکن ، مظفر وزیر آموزش و پرورش، حسن‌خمینی ، مجیدانصاری‌ رئیس کمیسیون‌برنامه و بودجه مجلس ششم‌، صفایی فراهانی و ابراهیم‌اصغرزاده در کنار هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی حضور داشتند. درآن دیدار آنچه در مورد تیزهوشی و سرعت انتقال رفسنجانی شنیده بودم با همه وجود حس کردم که اگر فرصتی پیش آید داستان آن رانقل خواهم کرد.

غیر از دیدن از نزدیک ، سوژه های دیگری موجب جلب توجه ویژه من به رفسنجانی شد. سال هزار و سیصد هشتاد و چهار که کروبی کاندیدای ریاست جمهوری شده بود یک روز، نامه ای را به من داد و از من‌خواست برای آن‌پاسخ تهیه کنم. صادر کننده آن‌نامه بیست و چند صفحه ای، روابط‌ عمومی مجمع تشخیص مصلحت و موضوع آن ، انتقادات آفتاب یزد از هاشمی رفسنجانی بود. چندی بعد از این ماجرا ، سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و چهار آنچنان رقم خورد که علاقمندان به شرکت در انتخابات ناچار بودند میان هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد یکی را انتخاب کنند. در آن‌ زمان ، توصیه همه دوستان ، حمایت از رفسنجانی بود. اما در آفتاب یزد انگیزه کافی برای حمایت بی چون و چرا از رفسنجانی وجود نداشت. سرمقاله ای در آفتاب یزد با تیتر ” حمایتی متفاوت ” نوشتم که در آن‌به نقاط ضعف و قوت رفسنجانی به صورت توامان اشاره شده و اظهار امیدواری شده بود که‌تغییرات رفسنجانی ، واقعی و دائمی باشد. اینها را گفتم‌تا مشخص شود شناختی قابل قبول از روحیات رفسنجانی و سیر تغییرات او در سی و شش سال گذشته دارم.

عمر سیاسی هاشمی رفسنجانی در دوره استقرار جمهوری اسلامی را می توان به حداقل پنج دوره ، تقسیم کرد. دوره اول که آن را” اقتدار پنهان و فزاینده” می نامم از سال پنجاه و نه آغاز و تا خرداد ماه شصت و هشت ادامه یافت. درآن دوره ، رفسنجانی رئیس مجلس بود اما دست اندرکاران سیاسی جمهوری اسلامی ، او را دومین قدرت در نظام می دانستند . آخرین‌اقدام‌موثر – والبته هزینه ساز -‌ رفسنجانی ، در این دوره ، نقش آفرینی در انتخاب خامنه ای برای رهبری جمهوری اسلامی بود.

درفاصله بین‌خرداد و مرداد ماه شصت و هشت ، دوره دوم از زندگی سیاسی رفسنجانی در جمهوری اسلامی آغاز شد. این دوره را می توان دوره ” اقتدار علنی و البته کاهنده ” نامید.‌ قدرت رفسنجانی در نخستین سال های ریاست جمهوری در حدی بود که نه تنها قوه قضائیه مانند سال های اخیر برای مدیران دولتی پرونده سازی نمی کرد بلکه محمد یزدی رئیس وقت قوه قضائیه در سفر به یکی از کشورهای آفریقابی، مانند یک‌مدیر دست دوم دولتی رفتار کرد و پیام رفسنجانی را به رئیس جمهور آن کشور ابلاغ نمود. از سوی دیگر ، در اختلافات میان مجلس سوم با دولت ، خامنه ای شخصا به میدان آمد و با” فتنه گر “خواندن‌ منتقدان رفسنجانی ، زمینه را برای رد صلاحیت و حذف آنان از مجلس فراهم‌نمود. با پایان‌کار مجلس سوم ، مشخص شد حمایت های رهبر از رئیس جمهور برای کسب همکاری و حمایت او در حذف جناح چپ – اصلاح طلبان – از مجلس سوم‌بوده است. تغییر رفتار خامنه ای برای شکستن اقتدار رفسنجانی، بلافاصله پس از پایان انتخابات مجلس چهارم آغاز شد. فشار بر رئیس جمهور برای حذف خاتمی از وزارت ارشاد نخستین گام در این زمینه بود . عزل برادر رفسنجانی از ریاست سازمان صدا و سیما ، انتقال عنصر ماجراجوی اخراجی وزارت اطلاعات – حسین طائب – به دفتر رهبر ، حذف کلیدی ترین وزیر اقتصادی رفسنجانی – محسن نوربخش- از کابینه توسط مجلس چهارم و دستگیری برخی فعالان اقتصادی مرتبط با رفسنجانی – از جمله احمد رمضانی – با دستور رهبر از جمله حوادث مهم در این دوره بود.

این وضعیت تا پایان‌دوره دوم‌ ریاست جمهوری رفسنجانی ادامه داشت. رهبر جمهوری اسلامی در آخرین روزهای ریاست جمهوری هاشمی و به هنگام‌انداختن رای خود به صندوق انتخابات ریاست جمهوری سال هفتاد و شش ، گفت “هیچکس برای من آقای هاشمی نمی شود” در حالی که از چند ماه قبل ازآن‌، شخصا هدایت سخت گیری ها علیه حزب سیاسی رفسنجانی -کارگزاران‌سازندگی- را به عهده گرفته بود. کمتر از یکسال پس از ادعای نزدیکی و علاقه رهبر به رفسنجانی، حکم‌دستگیری کرباسچی صادر شد و پس از آن عناصر ‌بسیار نزدیک به رهبر در نیروی انتظامی با مدیریت سردار نقدی، مسئولیت شکنجه مدیران دستگیر شده شهردادی و اعتراف گیری از آنان علیه رفسنجانی و خانواده او -به ویژه فائزه- را به عهده گرفتند.

سال های هفتاد و هفت تا هشتاد و سه را باید “دوره بی تدبیری رفسنجانی” نامید. علیرغم دشمنی های آشکار خامنه ای با او، بیشترین همت رفسنجانی در این‌دوره صرف دشمنی با اصلاح طلبان و حمایت از فشارهایی شد که یاران نزدیک رهبر، بر اصلاح طلبان‌وارد می کردند. آشکار ترین نماد این‌بی تدبیری، حمایت علنی رفسنجانی از اقدام‌سیمای جمهوری اسلامی در انتشار حوادث کنفرانس برلین و متعاقب آن ، دستگیری تعدادی از شرکت کنندگان‌کنفرانس در ابتدای سال هفتاد و نه بود. پس از آن ، تعطیل فله ای مطبوعات ، با سکوت رضایت آمیز رفسنجانی مواجه شد. از بهار سال هفتادو نه تا پایان سال هشتاد و سه ، مانع تراشی ها و بحران سازی ها علیه دولت خاتمی وفشار بر فعالان سیاسی با حمایت انکار ناپذیر خامنه ای ادامه داشت بدون آنکه رفسنجانی اعتراضی از خود نشان دهد.

انتخابات سال هشتاد و چهار و نقش آفرینی سپاه و بسیج در روند تخریب گسترده رفسنجانی، آغازگر دوره جدیدی از عمر سیاسی او بود که می توان آن را دوره “انتقال ” نامید . شکایت به خداوند و اظهار ناامیدی از امکان شکایت به نهادهای حکومتی ، نخستین‌بروز از ورود رفسنجانی به دوره جدید بود‌ . این دوره چهار سال طول کشید تا با فرارسیدن‌انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و هشت ، رفسنجانی دوره ” تلاش برای خوشنامی ” را آغاز کند. نامه معروف نوزدهم‌خرداد هشتاد و هشت او به رهبر ، آغاز فعالیت علنی رفسنجانی برای افشای نقش رهبر در نابسامانی های کشور بود.

تلاش های رفسنجانی از خرداد هشتاد و هشت تا زمان مرگ‌ ، چه ناشی از اعتقاد او به جهان پس از مرگ‌ باشد چه از علاقه او برای بازسازی چهره و خوشنامی نشات گرفته باشد به گونه ای بوده که بی شک ارزشمندترین دوره حیات سیاسی او را رقم زده است. درخواست او برای تشکیل شورای فقاهتی، اشاره تلویحی به تشکیل شورای رهبری و تاکید اخیر بر لزوم‌تغییر قانون اساسی در کنار سخنان طعنه آمیز او علیه قدرت طلبان ، حمایت از حسن خمینی و حملات شدید اللحن به شورای نگهبان ، بخشی از اقدامات و اظهارات دوره پایانی زندگی رفسنجانی بود. در گفتگو با بی بی سی گفتم که نقش هاشمی رفسنجانی در حوادث و اتفاقات مثبت و منفی بعد از انقلاب ، قابل انکار نیست. معتقدم برخی از موضع گیری ها و اظهار نظرهای رفسنجانی در هفت سال پایانی عمر ، ازآنچنان اهمیتی برخوردار است که باید مورد توجه رسانه ها و فعالان سیاسی قرار گیرد و از فراموش شدن آن جلوگیری شود . همچنین ارزیابی بی طرفانه و غیر متعصبانه از نقش او در برخی تحولات منفی دوره های اول تا چهارم ذکر شده در این یادداشت به خصوص رسیدن خامنه ای به رهبری ، یاریگر تحلیلگران در بررسی تحولات گذشته و برنامه ریزی برای آینده خواهد بود.

دیدگاه بگذارید

avatar
Sort by:   newest | oldest | most voted
حمید
Guest

خوب بود

wpDiscuz