آیا برگزاری مراسم اعدام در استادیوم های ورزشی متوقف میشود؟
سه شنبه, ۲۸ام دی, ۱۳۹۵
اعتصاب غذا؛ خشونتی قانون گذارانه
سه شنبه, ۲۸ام دی, ۱۳۹۵
روحانی در دوران پس از رفسنجانی
شنبه, ۲۵ام دی, ۱۳۹۵
رئیس جدید سازمان سیا: ایرانی ها استاد تقلب کردن هستند
جمعه, ۲۴ام دی, ۱۳۹۵
بسیج ایران درصدد گسترش فعالیت در منطقه و داخل ایران است
جمعه, ۲۴ام دی, ۱۳۹۵
آیا نیکلاس مادورو از قدرت کنار خواهد رفت؟
پنج شنبه, ۲۳ام دی, ۱۳۹۵
دشواری های مردی که از اتهام نقض تحریم های ایران تبرئه شد
پنج شنبه, ۲۳ام دی, ۱۳۹۵
ایران به زندانی کردن شهروندان دوتابعیتی ادامه میدهد
در تلگرام بخوانید
هاله اسفندیاری
محقق ارشد مطالعات خاورمیانه در موسسه وورو ویلسون

دقیقاً ۹ سال پیش، در دوم سپتامبر ۲۰۰۷،  پس از سپری کردن هشت ماه بازداشت در زندان اوین – که ۱۰۵ روز آن را در سلول انفرادی گذراندم – اجازه خروج از ایران به من داده شد. آن زمان احساس می کردم این بازجویی ها و اسارت پایانی ندارد. تهدید می شدم که احکام حبس طولانی مدت برای من خواهند برید. اما در نهایت وزارت اطلاعات نتوانست اتهامات محکمه پسندی علیه من ثابت کند و به من اجازه خروج از کشور داده شد. هنگام ترک ایران، وقتی در هواپیما نشسته بودم، از پنجره تهران را نگاه می‌کردم و می‌دانستم تا مادامی که جمهوری اسلامی بر ایران حاکم است، نمی توانم کشورم را ببینم و انگار برای همیشه باید با زادگاهم و کشورم ایران، خداحافظی کنم. واقعیت آن است که پارانویای رژیم ایران به «توطئه های خارجی» موجب بدبینی این رژیم به افراد دوتابعیتی می شود و نتیجه آن است که افراد دوتابعیتی را با برچسب «عوامل دولت های خارجی» آزار دهند و شکنجه کنند.

 

در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، وزارت اطلاعات ایران و دیگر سازمان های امنیتی روز به روز قدرتمندتر شدند و با قدرت بیشتری  «افراد خارجی» را هدف قرار دادند.  تصمیم «جورج بوش» در سال ۲۰۰۲ که ایران را یکی از اعضاء «محور شرارت» خواند، و نیز مصوبه کنگره آمریکا در سال ۲۰۰۶ که به اختصاص ۶۶ میلیون دلار برای راه‌اندازی رسانه‌های آزاد در ایران و حمایت از تلاش‌های دموکراسی خواهانه در ایران انجامید، مقدمه‌ای شد تا پارانویای ایران جانی تازه بگیرد. عواملی که زمینه ساز بدبینی بیشتر رژیم نسبت به دوملیتی‌ها، مؤسسات و نهادهای خارجی، دانشگاهیان و دیگران شد. باید اعتراف کنم من هنوز نتوانستم کاملا درک کنم چگونه  این سوظن شکل گرفت و رشد کرد و چگونه سازمان های امنیتی قدرتمند شدند.

 

یکی از نهادهایی که به سرعت شکل گرفت و قدرتمند شد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که به صورت موازی در کنار دیگر دستگاه های امنیت داخلی گسترش یافت. فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مسئولیت قانونی خود را حفاظت از انقلاب اسلامی اعلام کرده اند و در این مورد خود را مستقل از وزارت اطلاعات می دانند. سپاه پاسداران معمولا ایرانیان دوملیتی را به اتهام جاسوسی  و دیگر جرایم سنگین بازداشت می کند. مخصوصاً ایرانیانی که تابعیت آمریکا، انگلیس، فرانسه  و دیگر کشورها را دارند، بیشتر مورد توجه سپاه هستند. دانشگاهیان، تحلیلگران اتاق فکر و مدیران مشاغل، به اتهام تلاش برای سرنگونی رژیم زندانی شده اند. رژیم مدعی ست کوشش های سرنگونی طلبانه این دسته از افراد، به دستور دولت های خارجی بوده است. زمانی که من در زندان اوین بودم، بازجویان وزارت اطلاعات مرا به اخلال در امنیت داخلی و تلاش برای گسترش «انقلاب مخملی» در ایران، متهم می کردند. بهانه آن ها اشتغال من در مرکز وودرو ویلسون در واشنگتن بوده است. چند دوتابعیتی دیگر نیز با اتهامات مشابه به این، در زندان های ایران رنج می کشند.

 

زندانیان دیگر مانند «هما هودفر»، ۶۷ ساله و استاد بازنشسته انسان شناسی دانشگاه کنکوردیای کانادا، بر اساس چنین سناریویی زندانی شدند. فعالیت های او در مورد «حقوق زنان در اسلام»، سپاه و وزارت  اطلاعات را نسبت به او «مشکوک»  کرد. او در اوج بیماری از زندان اوین به بیمارستان منتقل شد. همچنین «باقر نمازی»، افسر  بازنشسته ۸۰ ساله سازمان ملل زندانی شد. جرم او کار برای پروژه های «کاهش فقر» بود.  پسرش، «سیامک نمازی»، تاجر ۴۴ ساله، بیش از ۱۰ ماه در زندان بود که بیشتر این مدت را نیز در سلول انفرادی به سر برد. درواقع، تشویق او به سرمایه گذاری خارجی در ایران باعث شد موجب آن شد که توجه سپاه به وی جلب شود. ( نکته جالب توجه این است که حسن روحانی – رییس جمهوری ایران – نیز مایل به جذب و ترویج سرمایه گذاری خارجی در ایران است.) همه آنها دوتایعیتی هستند. ماه گذشته یک ایرانی – آمریکایی دیگر از سوی سپاه پاسداران سپاه بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. واقعیت آن است کهحتی مقامات ارشد امنیتی نیز از این مساله مصون نیستند؛ هفته گذشته سپاه «عبدالرسول دری اصفهانی» – مشاور بانک مرکزی و عضو تیم مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی – را بازداشت کرد. «محسنی اژه‌ای» – سخنگوی قوه قضائیه – اتهام دری اصفهانی را جاسوسی دانست و گفت که او در دست بازجویی قرار دارد و اکنون نیز به قید ضمانت آزاد شده است.

 

سپاه پاسداران به نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز هشدار داد که افراد دو ملیتی بهترین هدف برای جذب سرویس‌های جاسوسی بیگانه هستند. به گفته سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، این تلاش ها بخشی از برنامه ای است که سپاه آن را  «پروژه نفوذ» می نامد. بنا به ادعای آن ها، سازمان های خارجی در راستای تلاش برای رسیدن به اهداف خود، بازرگانان، روزنامه نگاران و حتی قانونگذاران را استخدام می کنند. سخنگوی قوه قضاییه، درباره دری اصفهانی هم گفته بود که احتمال دارد او  «عامل نفوذی» باشد. واقعیت آن است که رهبر ایران، آیت الله علی خامنه ای، نیز با این آزار و اذیت ها و تعقیب و دستگیری ها موافق است. در پی توافق هسته ای ۲۰۱۵، و در حالیکه شهروندان ایرانی به گسترش تعاملات ایران با جامعه بین اللمللی امیدوار بودند، آیت الله خامنه ای نسبت به «نفوذ دشمنان خارجی »هشدار داد و خاطر نشان کرد ممکن است دشمن از طریق معاملات تجاری و یا مبادلات فرهنگی و امثالهم در ایران نفوذ کند. به نظر می رسد حسن روحانی و وزیر امور خارجه، محمد جواد ظریف، اگر سکوت خود را در قبال این موج دستگیری ها  بشکنند، می‌توانند بر رفتار سپاه پاسداران در این زمینه اثرگذار باشند، اما تنها کسی که می تواند سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات را کنترل کند و به این فعالیت های در خور سرزنش پایان دهد، شخص آیت الله خامنه ای است. مسئولیت نهایی به عهده او است.

*این مطلب به زبان انگلیسی در وال استریت ژورنال منتشر شده است.

 

دیدگاه بگذارید

avatar
wpDiscuz