آیا برگزاری مراسم اعدام در استادیوم های ورزشی متوقف میشود؟
سه شنبه, ۲۸ام دی, ۱۳۹۵
اعتصاب غذا؛ خشونتی قانون گذارانه
سه شنبه, ۲۸ام دی, ۱۳۹۵
روحانی در دوران پس از رفسنجانی
شنبه, ۲۵ام دی, ۱۳۹۵
رئیس جدید سازمان سیا: ایرانی ها استاد تقلب کردن هستند
جمعه, ۲۴ام دی, ۱۳۹۵
بسیج ایران درصدد گسترش فعالیت در منطقه و داخل ایران است
جمعه, ۲۴ام دی, ۱۳۹۵
آیا نیکلاس مادورو از قدرت کنار خواهد رفت؟
پنج شنبه, ۲۳ام دی, ۱۳۹۵
دشواری های مردی که از اتهام نقض تحریم های ایران تبرئه شد
پنج شنبه, ۲۳ام دی, ۱۳۹۵
بدون بورکینی وارد مشهد نشوید!
امیرحسین بریمانی
تحلیلگر سیاسی
اسلاوی ژیژک معتفد است مهاجران، وقتی وارد اروپا می شوند، نمی توانند فقط قسمت خوب اروپا را بخواهند بلکه باید چیزهایی ضمنی (و البته تعیین کننده) نظیر نوع پوشش و حجاب در آن را نیز بپذیرند (نقل به مضمون). این تلاشِ حاکمیت مذهبی برای پوشاندن چیزها یا به عبارتی بهتر بهداشتی کردن چیزها چیست؟ محو کردن تصویرِ ساز در رسانه ملی، سرکوب صدای زن در کنسرت، مخفی سازیِ نابسمانی های حکومت به بهانه ی حفظ امنیت ملی، اعدام مخالفان، پوشاندن بدن زن و غیره. درواقع مشکل فقط بر سر مردسالاری نیست بلکه گفتمان حکومتی-اسلامی، همواره تلاش می کند صورت مسئله را پاک کند و هم اندیشی برای حل مشکل را یک ریسک بزرگ تلقی می کند؛ چه تضمینی وجود دارد سنتزی که از دیالکتیک بیرون می آید، هیچ ارتباطی دقیقی با اصول اولیه یی که ما بر سر آنان پافشاری داریم، نداشته باشد؟ پس بدیهی ست که از نظر گفتمان حکومتی، نزدیک ترین راه برای رسیدن به مقصد، خط مستقیم باشد!
در این راه سترگ، بدیهی ست که حکومت مجبور خواهد بود اخلال ها را نادیده بگیرد و در صورت لزوم، به سرکوب روی بیارد؛ هنگامی که پای ایدئولوژی در میان باشد، هدف، وسیله را توجیه می کند. دراینجاست که باید با کمی تاخیر، شکست قطعیِ تبیین هابز از حاکمیت (لویاتان) به مثابه ی نهاد قدرتی که به صلاح مردم می اندیشد را اعلام کنیم. تا دهه ی نود، حاکمیت، هنوز قادر بود صلاح مردم را چیزی ذاتن ایدئولوژیک و اسلامی تصویر کند و بدین طریق، پایِ ملی گرایی را از پروژه ی حفظ “امنیت ملی” ببُرد! از نمودهای این ادعا می توان به اصطلاحِ “جنگ مقدس” اشاره کرد. درواقع جنگ هشت ساله ایران، از توجیهی ملی گرایانه برخوردار نبود بلکه حاکمیت، همواره تلاش داشته و دارد که جنگ ایران و عراق را “مقدس” بنامد و ضرورت دفاع را در حفظ انقلاب خلاصه کند. نمونه دیگری از پرده پوشی در اینجا آشکار شد: حاکمیت قصد دارد واژه ی “ایران” را از دلالت های وطن پرستانه تهی سازد و ارزش های ایدئولوژیکِ اسلامی را بر آن سوار کند. تلاشِ دم و دستگاه سرکوب برای ریشه کن سازی سنت های ایرانی از قبیل چهارشنبه سوری، عید نوروز و غیره نیز پرده پوشی یی از همین دست است.
به شکلی ژیژکی باید بگوییم: اگر در ایران به دنیا آمدید، نمی توانید فقط بخش های خوب آن را بخواهید بلکه باید چیزهای ضمنی (و البته حکومتی) آن را نظیر نوع پوشش، نیاموختن چیستیِ فرهنگ ایرانی و غیره را نیز بپذیرید. بگذارید از بانیان تسخیر (!) سفارت عربستان بپرسیم که چه انگیزه یی برای این امر داشته اند. پاسخ آنان قطعن ارتباطی به نژادپرستی نخواهد داشت بلکه گویای تفاوت میان شیعه و سنی خواهد بود! بدیهی ست که پس ازین رخداد، حکومت ازینکه پروژه اش به بار نشسته، احساس شعف کرده و قانون را متوجه افراد خاطی نمی کند. در مرحله بعدی، حتی ازینکه سرانجام دشمنی واقعی برای کشور دست و پا کرده است نیز احساس شادمانی می کند چراکه بدین طریق خواهد توانست مشروعیتِ اعتراض را به بهانه ی ارجحیتِ حفظ امنیت ملی از مخالفان خود سلب نماید. پس از برجام، توده ها دیگر تمایل زیادی به “مرگ بر آمریکا” نشان ندادند و خطر بازگشت اپوزیسیونِ خارج از کشور به کانون جریانات تغییرخواهیِ داخل کشور احساس می شد، ازین روی حاکمیت چاره یی نداشت جزاینکه دشمنی تازه برای خود مهیا سازد که البته این دشمن تازه (یعنی عربستان)، بسیار برای او کارساز خواهد افتاد چراکه تقابل میان ایران و عربستان، تقابلی اساسن ایدئولوژیک بر سر شیعه و سنی خواهد بود و وطن پرستی،
دیگر اخلالی در روند مبارزه ی تلوزیونی با دشمن ایجاد نخواهد کرد. خراسان، واژه یی فی نفسه فارسی و در پیوند با تاریخ ایران است پس حاکمیت تدبیر مناسبی برای آن اندیشید و آن را به خراسان رضوی تغییر داد تا این استانِ مهم، عاری از ارجاعات ایدئولوژیک نباشد. مشهد، این شهر ساحلیِ ایران (!) که محل خوش گذرانی یی ذاتن ایدئولوژیک شمرده می شود، به نوعی پایتخت دوم شمرده می شود و میزان توجه مردم به این شهر، گویای کمیت وفاداری آنان به ارزش های حکومتی خواهد بود. پس هنگامی که نگرشی لیبرال به فرهنگ در این شهر رسوخ کند، طبیعی ست که حاکمیت، واکنش های افراطی نشان دهد چون برگزاری هر کنسرت در این شهر، یک روان ضربه به زیرساخت های ایدئولوژیک خواهد بود و ازین روی باید بگوییم علم الهدی، این نکته را دقیقن درست فهمیده و واکنشی تمامن مبتنی بر ارزش های حکومتی نشان داده است. دراینجا به بیان واکنش روحانی به این قضیه نخواهیم پرداخت چراکه دیگر زمان فریب خوردن از ژست های توخالی او فرا رسیده است و ما منتظر نتیجه ی نهایی این کنش و واکنش ها خواهیم بود و نه اینکه صداهای مختلف قدرت، چه چیزی را صرفن می گویند!

 

دیدگاه بگذارید

avatar
wpDiscuz